نه نیمه خالی لیوان.
همه لیوان رو با هم ببین!
یکی از پنج تا : زشت!
"هوالمحبوب"
ببین چگونه مرا از خودم جدا کردند
غریبه ها که مرا با تو آشنا کردند
غریبه های عزیزی که از نهایت ذوق
مرا به مستی چشم تو مبتلا کردند
مرا به کوه نفس گیر عاشقی بردند
و از بلندترین قله اش رها کردند
هنوز چشم من از خواب صبح سنگین بود
که از میان سیاهی مرا صدا کردند
به پشت پنجره سبز و ساده ای بردند
و پلک پنجره را رو به باغ وا کردند
به چشم من گل روی تو را نشان دادند
و در دلم هوس چیدنش بپا کردند
خلاصه، کاش به فردا نمی کشید آن شب
شبی که چشم مرا عاشق شما کردند
"بهروز یاسمی"
* * * * * * * * * *
پیوست۱: دوستان فکر نکین این شعر برای این نوشتم که تیریپ عاشقی دارم. چون به نظرم قشنگ بود نوشتم
...
پیوست۲: به دوست عزیزی که گفته بودن ما بچه مایه داریم هم عرض کنم،الحمدلله هیچکدوم کم و کسری تو زندگی نداریم
،در ضمن سوار اوتوبوس هم شدیم تا دلتون بخواد
...
پیوست۳: اگه ما دیر به دیر به روز می شیم برای اینه که ۵ تامون مشغولیم
و نمی تونیم خیلی سریع به اینجا برسیم
...
پیوست۴: نداره
...
پیوست۵: موفق باشین
و التماس دعا
.
* * * * * * * * * *
یکی از ۵ تا: ملنگ!![]()
و چون بالهایش شما را در بر گیرد وا دهید
اگرچه شمشیری در میان پرهایش نهفته باشد و شما را زخم برساند.زیرا مهر در همان دمی که تاج بر سر شما می گذارد شما را مصلوب می کند.
همچنان که می پروراند هرس می کند.به یکدیگر مهر بورزید اما از مهر بند نسازید
.بگذارید
که مهر دریای مواجی باشد در میان ساحل روح های شما در کنار یکدیگر بایستید اما نه تنگاتنگ! زیرا که ستون های معبد دور از هم ایستاده اند.و
درخت بلوط و درخت سرو در سایه یکدیگر نمی بالند
.(
جبران خلیل جبران)یکی از ۵ تا:لوس
!!!

